دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 برآورد تمایل به پرداخت مالیات بر کربن با رویکرد ارزش‌گذاری مشروط

قسمتی از متن پایان نامه :

.

مفهوم تمایل به پرداخت

در ادبیات ارزش گذاری، غالباً از مفهوم تمایل به پرداخت، به عنوان معیار اندازه‌گیری منافع مصرف کننده از یک تغییر در قیمت یا مقدار کالا بهره گیری می گردد. به گونه کلی بخش قابل توجهی از مبحث تمایل به پرداخت، مربوط به امکانات تفریحی خارج از منزل و جاذبه‌های طبیعی می‌باشد. یک جاذبه طبیعی با امکان دسترسی رایگان، یک کالای غیربازاری می‌باشد، هرچند ارزش این جاذبه طبیعی را می‌توان در مقیاس پولی از طریق اندازه‌گیری تمایل به پرداخت مصرف کننده ارزش‌گذاری نمود (بول،1995)[1]. در واقع نظر اساسی این می باشد که مردم قادرند بخش وسیعی از معیارهای محیطی را به معیار پولی انتقال دهند که نشان دهنده ارزش‌گذاری آن‌ها برای منافع زیست محیطی می باشد، به این مقصود بایستی برای آن کالا یا خدمت یک بازار وجود داشته باشد. در شرایط بازار، تمایل به پرداخت برای یک کالای غیربازاری بر پایه فرض انتخاب عقلایی و حداکثر کردن مطلوبیت شکل می‌گیرد.

طبق تعریف، تمایل به پرداخت به مقداری از درآمد پولی یک شخص اطلاق می گردد که وی برای تأمین یک بهبود در رفاه یا به اظهار دیگر جلوگیری از کاسته شدن از رفاه، مایل به پرداخت آن می باشد (گیلوری و پرمن، 1997)[2]. به عنوان مثال اگر در مورد یک کالا یا خدمت غیر بازاری مانند بهبود کیفیت محیط زیست، هزینه‌ای ایجاد گردد و فرد مایل به پرداخت مبلغی باشد تا بخشی از آن هزینه را تأمین نماید و تغییری در محیط زیست ایجاد نماید و به تعبیری از جهاتی رفاه بدست آورد، می‌توان چنین اظهار نمود که در این حالت تمایل به پرداخت فرد، انعکاس دهنده ارزش اقتصادی کالا یا خدمت از دیدگاه شخص می باشد (هنلی و همکاران، 1997)[3]. بر اساس نظریه تیسدل[4] (2006)، تمایل به پرداخت برای یک جاذبه طبیعی، شاخصی می باشد که اکثراً برای پی بردن به ارزش اقتصادی آن جاذبه مورد بهره گیری قرار می‌گیرد (رینیز دوتیر،2008 )[5]. تخمین تمایل به پرداخت برای جاذبه‌های طبیعی، پایه و اساس تجزیه و تحلیل هزینه و فایده اجتماعی[6] می‌باشد که بر معیار کالدور- هیکس[7] استوار می باشد. این معیار اظهار می کند که اگر ارزش خالص کل (منافع اجتماعی منهای هزینه‌های اجتماعی) جاذبه طبیعی افزایش پیدا ‌کند، رفاه کل نیز افزایش پیدا خواهد نمود زیرا در این حالت اصولاً افرادی که منفعت کسب می‌کنند، زیان سایر افراد را جبران می‌نمایند. به گونه کلی در شرایط عدم وجود بازار، تمایل نهایی به پرداخت[8] برای یک کالا یا خدمت، به عنوان قیمت سایه‌ای آن کالا یا خدمت در نظر گرفته می گردد که این تمایل به پرداخت به توزیع درآمد و ثروت و تخصیص منابع در کل اقتصاد و جامعه بستگی دارد.

[1] Bull,1995

[2] Gilvray & Perman, 1997

[3] Hanley et all,1997

[4]Tisdell,2006

[5] Reynisdottir et all,2008

2 Social Cost Benefit Analysis

[7]Kaldor – Hicks Criterion

-1Marginal Willingness to Pay

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

هدف پژوهش

اقتصاددانان همواره در پی شناسایی پایه‌هایی از مالیات هستند که کمترین ناکارایی را بر جامعه تحمیل کند. در بین انواع مالیات‌ها تنها پایه مالیاتی که چنین ویژگی را دارد، مالیات‌ زیست محیطی (مالیات سبز) می باشد (پژویان و امین رشتی،1386). یکی از انواع مالیات سبز، مالیات زیست محیطی غیرمستقیم می باشد که بر انواع نهاده‌های تولیدی و یا کالاهای مصرفی، که بهره گیری از آن‌ها به نوعی با آسیب زیست محیطی همراه می باشد، وضع می گردد؛ مانند مالیات بر مواد سوختی، مالیات بر انواع کود شیمیایی، روغن‌ها، حشره‌کش‌ها، فرآورده‌های نفتی و پلاستیک‌ها. مزیت مالیات غیرمستقیم نسبت به مالیات‌های مستقیم در این می باشد که اخذ مالیات از کالاهای زیان‌آور نسبت به اخذ مالیات از آلاینده‌ها، که نیاز به سنجش اندازه انتشار آلودگی دارند، آسان‌تر و کاربردی‌تر می باشد (سید علی اکبر،1388). از طرفی با در نظر داشتن اینکه این مالیات به صورت هزینه بر واحدهای اقتصادی تحمیل می گردد این واحدها به مقصود حفظ کارآیی تولید، کوشش در کاهش هزینه‌ها و در نتیجه کاهش آلودگی محیط زیست خواهند داشت. به علاوه این مالیات می‌تواند به عنوان یک مشوق ابداع و نوآوری برای واحدهای اقتصادی اقدام کند. این واحدها برای کاهش بار مالیاتی روش‌های جدید تولید، حمل و نقل و بهره گیری از انرژی و مصرف آن را به کار خواهند گرفت. این موضوع هم ازنظر توسعه پایدار و هم ازنظر رقابت‌پذیری بین‌المللی اثرات مفیدی را به دنبال خواهد داشت.

با در نظر داشتن اینکه تا کنون سیاست مالیات بر کربن در کشور اجرا نشده می باشد هدف پژوهش حاضر بهره گیری از یک بازار فرضی برای تبیین معایب و مزایای اجرای این سیاست برای افراد می باشد تا بدین طریق تمایل به پرداخت آن‌ها تعیین گردد. در نتیجه؛ هدف اصلی پژوهش حاضر برآورد تمایل به پرداخت مالیات بر کربن با رویکرد ارزش‌گذاری مشروط در استان مشهد می‌باشد. در کنار دست یافتن به این هدف، می‌توان به اهداف فرعی زیر نیز دست پیدا نمود:

  • تعیین عوامل موثر بر، تمایل به پرداخت مالیات بر کربن جهت دستیابی به هوایی پاکیزه‌تر (بر اساس سطح معنی‌داری ضرایب تخمینی)
  • تعیین اولویت عوامل موثر بر تمایل به پرداخت مالیات بر کربن (بر اساس اندازه ضرایب در تخمین اثرات نهایی روش لاجیت)
  • تحلیل و درک مکانیزم و چگونگی اثرگذاری عوامل موثر بر تمایل به پرداخت بر اندازه تمایل به پرداخت (بر اساس نتایج تحقیقات و مطالعات گذشته)
  • تعیین سیاست‌های مناسب جهت اجرای سیاست مالیات بر کربن
  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید